اون يكي نه ، اين يكي
اون يكي بيماريش از چاقي است اين يكي چون سيكلتي اوراقي است
اون يكي هي مي شمارد اسكناس اين يكي بيچاره مانده آس و پاس
اون يكي هي مرغ بريان مي خورد اين يكي تنها فقط نان مي خورد
اون يكي گوشت و فسنجان مي خورد اين يكي گوجه بادمجان مي خورد
اون يكي هم مركبش چون استر است اين يكي هم يا پياده يا خر است
اون يكي ويراژ دهد با زانتيا اين يكي بر چرخ نشانده آق ضيا
اون يكي هی مي رود در خارجه اين يكي هم شال و پالانش كجه
اون يكي از كيش ، لندن مي رود اين يكي آباده با من مي رود
اون يكي از مصر ، يونان مي رود اين يكي از بافت ، سيرجان مي رود
اون يكي استخر دارد با سونا اين يكي سيلي به چهره با حنا
اون يكي ويلا بسازد در شمال اين يكي خانه ندارد چون كمال
اون يكي از هفت قلم دارد نقاب اين يكي باشد هميشه با حجاب
اون يكي در كوچه نيقو مي كند اين يكي در خانه جارو مي كند
اون يكي بر پشت بامش داره ديش اين يكي زير سبيلش داره ريش
اون يكي در غبغبش باد مي كند اين يكي از بهر كسب داد مي زند
اون يكي با مصطفي همسايه است اين يكي با گلنسا هم خانه است
اون يكي يك بام دارد دو هوا این يكي چون اكبرو، بي در كجا
اون يكي مانند مهدي بي غم است اين يكي شام و نهارش شلغم است
|
+| نوشته شده توسط
مهدی ایران نژاد پاریزی در چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391
|